محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

13

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

غرناطه از جنوب غربى بر دشتى سرسبز و پر نعمت مشرف است به نام aL ageV « 11 » ، كه از سمت مغرب تا لوشه و از جنوب شرقى تا جبال برف‌پوش سييرانوادا adaveN arreiS ( كوه شُلير يا جبل الثلج ) « 12 » گسترده شده است . غرناطه در ايام دولت اسلامى يكى از بهشتهاى روى زمين بود همه باغها و بستانسراها . مردم غرناطه بستان و باغ را « جنت » مىگفتند . چون جنة الجرف و جنة العرض و جنة الحفره و مدرج نجد و مدرج السبيكه و جنة ابن عمران و جنة العريف و غير آن . ابن الخطيب مىگويد شمار اين جنات مشهور غرناطه در عصر او به صد مىرسيده است . و نيز گويد كه منطقهء غرناطه را نزديك به سيصد ده آباد بود و شمار ساكنان برخى از آنها به چند هزار نفر مىرسيده است . برخى را يك مالك بود و برخى را چند مالك . و اين جز املاك سلطانى و دژها بوده است . « 13 » شهر غرناطه در آن هنگام كه پايتخت دولت اسلامى بود ، پانصد هزار نفر جمعيت داشت و بنا به قول ابن الخطيب در خارج شهر نيز جمع كثيرى در خانه‌هايى كه درون باغها و بستانها ساخته بودند ، زندگى مىكردند . جلگهء ageV aL نزهتكده‌اى زيبا بود و خرّم كه در آن زمان او را همتاى غوطهء دمشق مىشمردند . نهرها و جويبارها از ميان آن مىگذشت و باغها و روستاهاى سرسبز و پر گل و ريحانش در شبهاى بهار و تابستان ميعادگاه مردم نوشخوار و لذتجوى بود و در هر كنار مجلس انسى برپا بود و ياران در كنار هم شب را زنده مىداشتند . شهر نيز نمونه‌اى بديع از معمارى اسلامى بود . با كاخها و بناهاى فخيم ، با

--> ( 11 ) . واژه اسپانيايى است به نام باغ . شايد مشتق از كلمهء « فحص » عربى باشد . ( 12 ) . جغرافيانويسان اندلس شلير يا جبل الثلج را به جبال سييرانوادا اطلاق كرده‌اند . شلير تحريف شده suiraloS لاتينى است به معنى كوه آفتاب زيرا چون آفتاب شعاعهاى خود بر آن كوه برف‌پوش بيفكند تلالؤ ديگرى دارد . و جبل الثلج ( كوه برف ) ترجمهء عربى از نام قشتالى آن adaveN arreiS است . ( 13 ) . الاحاطه فى اخبار غرناطه ( القاهره 1956 ) ج 1 / ص 122 و 123 . ابن الخطيب در همين كتاب شرح مفصلى دربارهء قراء غرناطه دارد . رجوع كنيد به ص 131 - 138 و حواشى آن در آنجا نام آن قراء را به زبان امروز اسپانيايى نيز خواهيد يافت .